محمد تقي جعفري

272

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مىبريد و تردد در مرز زندگى و مرگ را به رختخوابهاى گرم و نرم ترجيح داده بجاى سر نهادن به بالشهاى پرنيان سر بر زمين مىگذاريد و آسايش را از خود سلب مىنمائيد به نظر شما پاسخى را كه اين تكاپوگران خواهند داد ، چيست آيا خواهند گفت : ما بهمهء ناگوارىها تن مىدهيم و زير خاك را با همهء هشيارى و آزادى بر روى خاك ترجيح مىدهيم ، براى اين كه مردم در دروغ گفتن آزاد باشند و بتوانند با خاطرى آسوده ارزش فعاليتهاى فكرى و عضلانى انسانها را ساقط نموده دست استثمارگران ضد بشرى در استثمار انسانها آزاد باشد در كاميابى از شهوات با هيچ مانعى برخورد نكنند از نردبان خود خواهى پله به پله بالا روند و ما با كمال هشيارى و آزادى همهء لذايذ و امتيازات زندگى را بر خود تحريم مىكنيم تا يكه تازان ميدان تنازع در بقا بيايند و هشيارىها و آزادىهاى مردم را مطابق خود خواهىهايشان قالبگيرى كنند گمان نمىرود حتى يك نفر از كاروانيان شهداى تحولات تكاملى تاريخ ، چنين پاسخى را به شما بدهد . اگر از آن انسانها كه در طول تاريخ دنبال رهبران راستين خود را گرفته و با تمام موجوديت در جاذبهء شخصيت رهبران قرار گرفته‌اند ، بپرسيد : رابطهء شما با اين رهبر كه هستى خود را وابستهء هستى او نموده‌ايد ، چيست چه پاسخى جز اين خواهد داد كه اين رهبر پيشتاز عامل تحقق « حيات معقول » انسانها است . ممكن است پاسخ دهنده از تحليل اين پاسخ به اجزاى دقيق و ريشه‌هاى اوليهء آن عاجز بماند ، و از اطلاعات و دانشهاى مربوط به عناصر آن شخصيت ناتوان بوده باشد ، ولى درك او در بارهء تجسم « حيات معقول » در وجود رهبر ، درك كامل و سازنده باشد . اغلب بينايان آفتاب را مىبينند و از نور و حرارت آن بهره ور مىگردند ، بدون اين كه در بارهء عناصر تشكيل دهنده و فعاليتهاى متنوع آن درك مشروحى داشته باشند . مثل اينان در سه بيت زير از جلال الدين توضيح داده شده است : پَر كاهم در مصاف تند باد خود ندانم در كجا خواهم فتاد